gegli

روانشناسی کلیدی + روانشناسی عمومی

اندیشه طلایی

یا صاحب الزمان

منم سرگشته حیرانت ای دوست

کنم یکباره جان قربانت ای دوست

تنی نا ساز از شوق وصل کویت

دهم سر بر سر پیمانت ای دوست

دلی دارم در آتش خانه کرده

میان شعلهها کاشانه کرده

دلی دارم که از شوق وصالت

وجودم را ز غم ویرانه کرده

من آن آواره بشکسته حالم

ز هجرانت بُتا رو به زوالم

منم آن مرغ سرگردان و تنها

پریشان گشته شد یکباره حالم

زِ هَر سر بر سر سجاده کردم

دعایی بهر آن دلداده کردم

ز حسرت ساغر چشمانم ای دوست

زبان از یکسره از باده کردم

دلا تا کی اسیر یاد یاری؟

ز هجر یار تا کی داغداری؟

بگو تا کی ز شوق روی لیلی

تو مجنون پریشان روزگاری؟

پریشانم، پریشان روزگارم

من آن سرگشته ی هجر نگارم

کنون عمریست با امید وصلت

درون سینه آسایش ندارم

ز هجرت روز و شب فریاد دارم

ز بیدادت دلی ناشاد دارم

درون کوهسار سینه خود

هزاران کشته چون فرهاد دارم

چرا ای نازنینم بی وفایی؟

دمادم با دل من در جفایی

چرا آشفته کردی روزگارم

عزیزم دارد این دل هم خدایی

دوشنبه 6 فروردین 1391 - 8:54:21 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت

آخرین مطالب


نه دروغ زیرکانه ای که همه ما به خودمان می‌گوییم


چرا خانواده تلگرامی یک خانواده منزوی است؟


تفاوتهای زنان و مردان در عشق ورزیدن


نه گفتن هنری که باید آموخت


برای موفق شدن کمی منفی فکر کنید!


چرا همه آدمها به دنیا از دیدی متفاوت نگاه می‌کنند؟


گفته هایی از کنفوسیوس برای زندگی بهتر


به افكار خود هويت بخشيد


این تمرین ساده‌ی نوشتن می‌تواند زندگی شما را متحول کند


راههای ساده برای ایجاد انگیزه


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

1111574 بازدید

621 بازدید امروز

431 بازدید دیروز

5294 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت