×

Please choose your language

لطفا زبان خود را مشخص کنید

×
We use cookies to ensure you get the best experience on our website. Ok, thanks Learn more

gegli

روانشناسی کلیدی + روانشناسی عمومی

اندیشه طلایی

× 09105656422 ,instagram, shamloo7537
×

آدرس وبلاگ من

khoshbakhti.gegli.com

آدرس صفحه گوهردشت من

gegli.com/filmmaker

لیست دوستان

عشـق در یـک نگـاه شکـل نمـی گـیـرد


عشـق در یـک نگـاه شکـل نمـی گـیـرد

تقریبا همه جوان ها دلشان می خواهد عشقی را تجربه کنند که هیچ گاه درگیر روزمرگی، تکرار و نابودی نشود. بسیاری از افراد می گویند تا عاشق کسی نشوم با او ازدواج نمی کنم چون دلم نمی خواهد دچار روزمرگی شوم...

اما آیا می شود به این عشق آرمانی رسید؟ این پرسشی است به نظر ساده اما مهم که با دکتر بدری?سادات بهرامی در مورد آن به گفت وگو نشسته ایم.

▪ آیا برای یک ازدواج موفق باید حتما عاشق شد؟

الزاما نه، چون خیلی ها فقط تصور می کنند عاشقند. اگر دو نفر به محض اینکه حس کردند عاشق هم شدند تصمیم به ازدواج بگیرند و از هیچ مشاوره ای استفاده نکنند به احتمال زیاد شکست خواهند خورد. چون عشق، راهی برای تجزیه و تحلیل عقل باقی نخواهد گذاشت


اما افرادی که با توجه به اصول عقلی و منطقی و تناسب هایی که با هم دارند، تصمیم به ازدواج می گیرند پس از شروع زندگی، عشق و علاقه بین آنها ایجاد می شود و این علاقه چون بر پایه شناخت حاصل شده، ماندنی است.

▪ آیا عشقی که در گذر زمان سرد نشود وجود دارد؟

بله، اگر دو نفر به رشد کاملی رسیده باشند و تجربه عشق به خود و رضایت مندی از شرایط زندگی را داشته باشند و به مرور زمان، کششی را نسبت به هم پیدا کنند به عشقی پاک و ماندگار می رسند.


عشق اگر واقعی باشد از هر نوع آن هرگز تمام شدنی نیست اما شرط عاشقی، دوست داشتن خودمان است که اگر وجود نداشته باشد، قطعا نمی توان دیگری را دوست داشت.

▪ اصولا می شود عشق را تعریف کرد؟

بله، عشق در روان شناسی یک تعریف قابل قبول دارد؛ احساس هیجانی نسبت به معشوق که توام با درد و رنج است و با وصال او به آرامش می رسد.


 اولین عشقی که همه تجربه کرده ایم عشق مادر است که در این عشق، یک سوی رابطه بی دریغ و بدون قید و شرط به دیگری ابراز علاقه می کند و در قبال این عشق، فقط یک چیز می خواهد و آن اینکه او را تحت کنترل خود قرار دهد.


برای ازدواج نباید نسبت به همسر این نوع عشق را داشت چون دوام نخواهد داشت زیرا انسان نمی تواند تا ابد مانند یک رودخانه جاری و یک طرفه عشق بورزد، بدون اینکه پاسخی دریافت کند و در عین حال، طرف مقابل هم نمی تواند تا ابد همه سلیقه ها و انتخاب های زندگی اش را به دیگری بسپارد.


بین بعضی ها عشق پدرانه وجود دارد. عشق پدر عشقی با قید و شرط است. پدر می گوید به شرطی که انتظارهای مرا برآورده کنی، دوستت دارم. در میان بزرگسالان نیز این عشق وجود دارد اما در گذر سال های زندگی یک نفر نمی تواند همیشه قیمت محبت شما را بپردازد و انتظارات تان را برآورده کند.


پس این نوع هم به درد زندگی نمی خورد. نوع دیگر هم عشق کودکانه است. بچه ها هر کسی که دوستشان داشته باشد، دوست دارند و تنها شرط دوست داشتن شان این است. این عشق را هم در میان بزرگسالان می بینیم که این عشق نیز در گذر زمان از بین می رود.

▪ پس مدل عشق واقعی چطور است و روش تشخیص اش چگونه است؟

این عشق ویژگی هایی دارد؛ نشانه آن احترام است. عشق واقعی آن است که طرف مقابل را همان طور که هست، با همه تفاوت هایی که با ما دارد دوست داشته باشیم. عامل بعدی این است که برای رشد یکدیگر دلسوزانه بکوشیم. مشخصه سوم دانایی است.


باید استعدادهای یکدیگر را بشناسیم و باعث تعالی هم شویم. چهارم احساس مسوولیت است یعنی تلاش کنیم طرف مقابل در زندگی حس خوشایندی داشته باشد.


 عشق واقعی مفهومی تعالی بخش است که فقط بین دو انسان رشدیافته صورت می گیرد. پس شامل افرادی نمی شود که برای یافتن راهی که خلاء آنها را پر کند، عاشق می شوند.


 اگر این عشق پاک میان دو نفر ایجاد شود که تناسب های لازم ازدواج را دارند، بسیار مطلوب است و به درجه های بالایی از خودشکوفایی و دگرشکوفایی می رسند. چون دو انسان رشدیافته می توانند به تعالی هم کمک کنند.

▪ یعنی این عشق کمرنگ و تکراری نمی شود؟

اگر می بینیم و می شنویم که بعد از مدتی عشق سوزان آغازین کمرنگ می شود قطعا به این معنی است که عشق آنها واقعی نبوده.

▪ اینکه می گویند عشق در یک لحظه ایجاد می شود درست است؟

نه، اصولا پدیدارشدن عشق، نیازمند زمان است و عشق واقعی به تدریج و با شناخت بیشتر حاصل می شود. آنچه در یک آن و یک نگاه حاصل می شود، تحریک جنسی و هوس است که با وصل به معشوق پایان می یابد.

▪ انسان ها بر چه اساسی عاشق می شوند؟

علاقه انسان ها به هم ریشه های متعددی دارد و تک متغیری نیست. گاهی افراد به دلیل تفاوت هایشان جذب هم می شوند، مثلا فردی که خودش کم حرف است جذب فردی می شود که اتفاقا خوش زبان و مجلس گرم کن است.

بعضی ها به دلیل تشابه ها عاشق یکدیگر می شوند یعنی می گوید فلانی کاملا مثل خودم است و انگار سال هاست می شناسمش و در نهایت نوع دیگر جاذبه بر اساس ویژگی های پاتولوژیک است. افرادی که اختلال های روانی مکمل دارند مجذوب هم می شوند.


 برای مثال، خانمی با اختلال شخصیت هیستریونیک نیازمند توجه و تعریف و دیده شدن است و با مردی با اختلال شخصیت وابسته یا شخصیت مرزی، عاشق هم می شوند.


 بین مراجعان من عشاق زیادی بوده اند که پس از درمان اختلال های شخصیتی شان با تعجب می گفتند: ?واقعا من عاشق او بودم؟? توصیه من این است که افراد پیش از ازدواج حتما تحت مشاوره قرار بگیرند تا از سلامت روان هم اطلاع پیدا کنند.
 

چهارشنبه 7 فروردین 1392 - 12:26:32 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

آخرین مطالب


نه دروغ زیرکانه ای که همه ما به خودمان می‌گوییم


چرا خانواده تلگرامی یک خانواده منزوی است؟


تفاوتهای زنان و مردان در عشق ورزیدن


نه گفتن هنری که باید آموخت


برای موفق شدن کمی منفی فکر کنید!


چرا همه آدمها به دنیا از دیدی متفاوت نگاه می‌کنند؟


گفته هایی از کنفوسیوس برای زندگی بهتر


به افكار خود هويت بخشيد


این تمرین ساده‌ی نوشتن می‌تواند زندگی شما را متحول کند


راههای ساده برای ایجاد انگیزه


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

1315674 بازدید

24 بازدید امروز

285 بازدید دیروز

2061 بازدید یک هفته گذشته

Powered by Gegli Social Network (Gohardasht.com)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

Copyright ©2003-2020 Gegli Social Network (Gohardasht) - All Rights Reserved

Developed by Dr. Mohammad Hajarian

Powered by MainSystem