gegli

روانشناسی کلیدی + روانشناسی عمومی

اندیشه طلایی

آداب و اصول بالا بردن اعتماد به نفس:

_ آداب و اصول بالا بردن اعتماد به نفس:

1 _ روش ركورد گذاري و سيستماتيك بالا بردن اعتماد به نفس :به دنبال چند تا شكست پي در پي اعتماد به نفس ما پائين مي آدو به دنبال چند موفقيت اعتماد به نفس بالا مي ره. براي اينكه اعتماد به نفستون بالا بره در مشارطه كردن براي انجام كارها يا حتي تمرينات يك دفعه سنگ بزرگ رو براي پرتاپ انتخاب نكنيد كه موفق نشيد و توي ذوقتون بخوره. از مشارطه هاي كوچك و انجام كارهاي كوچك شروع كنيد كه مي تونيد راحت تر انجامش بديد و بعدش هم حتما" از خودتون قدرداني كنين.به اين مي گن روش ركورد گذاري براي خود. مثلا" يكدفعه نگين ديگه تا آخر عمر به فلان موضوع فكر نمي كنم چون وقتي موفق نشين  ترس از شكست پيدا مي كنيد و اين خودش باعث شكستهاي بعدي ميشه. همون طور كه گفتم از مشارطه هاي كوتاه مدت شروع كنيد مثلا" از يك ساعت. بعد ركورد زمانيتون رو بكنين يك ساعت و ربع و بعد ...همين جور بيشتر. اين يعني موفقيت در هر ركورد خودش ايجاد اعتماد به نفس بيشتر مي كنه.

2 _ هيچ گاه تصميمي نگيريد مگر اينكه مطمئن به انجامش باشيد: مثلا" وقتي به كسي قول مي دين كه سر ساعت هشت پيش اون برين اما چند بار پياپي بدقولي مي كنين و نمي رين در واقع ضمير ناخود آگاه شما اين پيام رو دريافت مي كنه كه " من آدم قابل اعتمادي نيستم! " عدم اعتماد به نفس باعث عدم عزت نفس ميشه.

ياد بگيريد بگيد " نه " اما " آره " ي الكي و نابجابه كسي نگيد! ( قوانين حرمت به خويشتن يادتونه؟)

مثلا" غذاتون روي گازه و صد تا كار مهم داريد بعد دوستتون تلفن مي كنه و مي خواد از در و ديوار براتون حرفهاي غير ضروري بزنه.اگه نتونين بهش بگين نه و براي خودتون احترام قائل نشين ضمير ناخود آگاهتون مي گه " اين كه براي خودش احترام قائل نيست پس قابل احترام و اعتماد هم نيست! "  پس مراقب باشين كاري نكنين كه ضمير ناخود آگاهتون بگه اين آدم قابل اعتماد نيست چون خود اين به معني از بين رفتن اعتماد به نفسه!

3 _ چيزي را در ذهن هدف نناميد مگر اينكه قسم بخوريد كه به اون برسيد! : پس اهدافتون رو پله پله انتخاب كنيد و به كمتر از هدفتون قانع نشين. (در مبحث اهداف اينها رو قبلا" با هم خوانده ايم.)

4 _ كنترل افكار : اگر افكار كنترل بشوند و ضمير ناخود آگاه برنامه ريزي بشود ( با كارها و تمرينات ما) خود به خود اعمال ما هم برنامه ريزي مي شوند. يعني ما ابتدا بايد افكارمون رو بر طبق فرمولهايي كه مي دونيم، برنامه ريزي كنيم، سپس اعمال ما خود به خود هماهنگ مي شن. آدم مثبتي كه ذهن مثبتي داره و آگاهي مثبتي هم داره مدام نمي گه واي من نمي تونم خودم رو كنترل كنم!  بلكه از تمرينات و تكنيكها اسفاده مي كنه. پس براي بالا بردن اعتماد به نفس بايد باور داشته باشين كه شما مي تونين! و اون رو به زبون هم بيارين.

5 _ كيمياگري را تجربه كنيد: كيمياگرها كساني هستند كه از مس طلا مي سازند! بله! كيمياگري هم علمه و هم هنر.كيمياگر ها كساني هستند كه از كمترين چيزها به بالاترين چيزها مي رسن. صفات كيمياگري رو در خودتون تقويت كنين و باور كنيد كه شما هم با كمترين امكانات مي تونين به همه چيز برسيد. نگين من كه هيچي ندارم و امكاناتم صفره. با برنامه ريزي درست ذهن، مي تونين به همه چيز برسين. به قول استادي، اگه قرار باشه هر روز چلوكباب بخوريم، كه هنري نكرديم! اگه يه روز نون خالي داشين اما اون رو با همون لذتي كه چلوكباب رو مي خورين، خوردين ، اون وقت كيمياگرين و هنر كردين!

و به قول استاد خوب ديگري، وقتي از عروسي خوشحال مي شيم اجازه نداريم توي عزا چون ديگران دارن هياهو مي كنن ما هم جيغ و فغان راه بندازيم! منظور اين استاد اين بود كه اگه همه ي دنيا نشستن از نتونستن حرف زدن شما بگين" اما من مي تونم! "

خوب ! بالابردن اعتماد به نفس آداب زيادي داره. بالاترينش اينه كه قوانين حرمت به خويشتن و تائيد خود رو انجام بديد و كودك درونتون رو دوست داشته باشين.

 سوال _ چي باعث شده كه بعضي از ما اعتماد به نفسمون كم بشه؟

جواب _ به طور كلي ميشه گفت كه كساني كه كمبود اعتماد به نفس دارند، در واقع بر اساس يك برنامه ريزي ساده يك دروغ به خودشان گفته اند و با تكرار آن ، آن را باور كرده اند! مثلا" يكبار به خودشون گفته اند من از روي يك جوي آب نمي تونم بپرم و اينقدر اين رو تكرار كرده اند كه حالا ديگه از روي يك كاشي هم نمي تونن بپرن!

اما اين نتونستن يك دروغه! چرا؟

معلومه! چون انسان الهي كه خدا خلق كرده يك انسان سالم، شاد، آرام، با لياقت، با جرات و ...است. اما چون ما به خودمون دستور عوضي و اشتباه داده ايم و به خودمون گفتيم كه من نمي تونم، كم كم به يك آدم بي شهامت افسرده ي نالايق تبديل شديم. حالا همون طور كه با گفتن اون دروغ به خودمون از يك انسان الهي به يك انسان ترسو تبديل شديم به همون روش اما معكوس دوباره بايد يك انسان سالم توانا بشيم. انسان الهي يعني انساني كه قابليتها و تماميتهاي خودش رو بشناسه و باور كنه.وقتي ما راهمون رو پيدا مي كنيم و خودمون و نيروهامون رو مي شناسيم ، وقتي ما توانمنديهامون رو مي شناسيم در واقع توانمندي و قدرت خدا رو مي شناسيم به همين دليل به انسان الهي تبديل مي شيم. و اين همون چيزي است كه خدا ما رو براي اون خلق كرده.

حالا مي خوام چند تا از آداب كلي زندگي رو براتون بگم. البته شما اونها رو قبلا" در درسهاي وب خونديد اما اينجا خلاصه ي مهمترينهاش رو مي گم و باز تاكيد مي كنم كه همه ي اينها آداب بيشتري دارند اما من فقط دارم نمونه هاش رو مي گم و خود شما بايد به بقيه ي اين آداب فكر كنيد.

آداب كلي زندگي :

قانون اول _ بدنتون رو گرامي بداريد. تا خودتون رو دوست نداشته باشيد كائنات چيزي به شما نمي دهند.

قانون دوم _ اگر خود شما ذهنتون رو كنترل نكنيد، ديگري اون رو كنترل خواهد كرد! مثلا" وقتي كه شما نمي تونين ذهنتون رو كنترل كنيد و وجودتون از نفرت انباشته ميشه ، در اين زمان ديگري داره ذهن شما رو كنترل مي كنه.پس هر وقت كنترل ذهنت دست خودت نباشه حتما" دست كس ديگريست.

قانون سوم _ به خودتون بگيد در زندگي گذشته ي من ، چيزي به نام اشتباه وجود نداره! پس خودتون رو براي هر كاري كه كردين ببخشين و حالا فقط به چشم يك تجربه بهش نگاه كنين.

قانون  چهارم _ درسهاي زندگي ما اونقدر تكرار ميشن تا اونها رو بياموزيم. پس تا نيمه ي تاريك رو نشناسيم نمي تونيم جلوي تكرار شدن اونها رو بگيريم. اگه روي نيمه ي تاريك كار كردين اما هنوز حوادثي دارن تكرار ميشن پس هنوز چيزهايي در نيمه ي تاريك هست كه كشفش نكردين.

قانون پنجم _ همه چيز از درون خود ما شروع ميشه و به بيرون مي ره ( عشق، نفرت و ...) پس وقتي چيزي در محيط بيرون آزارتون مي ده بايد درون خودتون رو بررسي كنين و دست از قضاوت كردن دائمي ديگران برداريد.

قانون ششم ـ هر چيزي كه بر ما واقع ميشه و براي ما رخ مي ده، بازتاب مستقيم انديشه هاي ماست. تو هماني كه مي انديشي. هر چيزي كه امروز هستين بازتاب انديشه هاي ديروزتونه و هر چيزي كه فردا مي شين بازتاب انديشه هاي امروزتونه.

قانون هفتم _  كنترل زندگي خودتون رو با كنترل باورهاي خودتون در دست بگيريد. يعني چون باور ما قدرت خلق كنندگي داره پس اگر باورهامون رو ببينيم و كنترل كنيم، زندگيمون رو كنترل و هدايت كرده ايم. وقتي از سر صبح به اين فكر مي كنين كه امروز حتما" روز بديه انتظار نداشته باشين كه همه چيز خوب پيش بره!

قانون هشتم _ قوانين زندگي از بدو تولد در وجود ماست. ما فقط با اين درسها داريم اونها رو دوباره به ياد مي آريم. پس اون دوستاني كه دچار انواع و اقسام مشكلات و بيماريها هستند به ياد بيارن كه سلامت دنيا اومده اند و در بدو تولد هيچ مشكلي نداشته اند و بايد به سراغ فكرهاشون برن . مخصوصا" اونها كه بيماري جسمي دارن به اين فكر كنند كه هيچ آدمي بيمار نميشه مگه اينكه اول فكرش بيمار ميشه و هيچ آدمي درمان نميشه مگر اينكه اول فكرش درمان بشه.

قانون نهم _ انتخاب چگونه زندگي كردن صد در صد با خود ماست! يادتون نره! نه حتي نود و نه درصد! دقيقا" صد در صد! به همين دليله كه خدا عادله.)

قانون دهم _ جايي بهتر از اين جا و زماني بهتر از اكنون وجود نداره! تو در نهايت كمالي در همين لحظه و هم اكنون! چون تو در هر زمان به بهترين كاري كه در اون موقع از دستت بر مي اومده مشغول بودي و در اين زمان هم همين طور! پس حالا در لحظه ي ابدي زندگي كن! تا ياد نگيريم در لحظه ي ابدي زندگي كنيم  در هيچ كدوم از تمرينات ذهني كاملا" موفق نميشيم چون خيلي چيزها مثل شهود زماني دريافت ميشن كه ما در لحظه ي ابدي اكنون هستيم. و خوشبختي واقعي در اثر رضايت از لحظه ي ابدي اكنون به دست مي آد نه فقط انجام شدن آرزوها! و اين قانوني عجيب اما واقعيست كه بايد خيلي بهش فكر كنين.

قانون يازدهم _ آنچه كه در دنيا با اون روبرو ميشيم، نتيجه ي تغييرات دروني ماست. انساني كه زيبا فكر مي كنه دنيايي از زيبايي به او داده ميشه و انساني كه زشت فكر مي كنه دنيايي از زشتي مي سازه.نبايد مدام از زشتكاريهاي ديگران حرف بزنيد چون عين اون در زندگي شما انجام مي گيره و همه ي دنيا طوري مي چرخه كه شما هم وسوسه بشين همون كار زشت رو مرتكب بشين! 

قانون دوازدهم _ كسي كه به خدا توكل ميكنه آروم بر جا مي مونه. كسي كه طرح الهيش رو مي طلبه مضطرب اين طرف و اون طرف نمي دوه و نمي خواد خودش همه چيز رو حل كنه! فراموش نكنيد! جنگ از آن خداست نه از آن ما! پس آروم بگيرين. دو دستي به يه آرزو نچسبين و نگين اگه اين شد كه خوشبختم والا بدبختم! چون چسبيدن به چيزي باعث دفع اون ميشه. قانون عدم مقاومت يادمون نره.

قانون سيزدهم _ فن شناوري در آب! يعني در رودخانه ي زندگي فن شناگري در آب رو بايد ياد بگيري تا غرق نشيد و راحت به سر منزل مقصود برسيد. اين كار از طريق تطبيق دادن خودمون با محيط انجام ميشه.

مثلا" نگيد من عادت دارم هميشه غذاي خونگي بخورم و حالا كه وسط جاده گير كردم واويلاست چون نمي تونم غذاي رستوران بخورم! خودتون رو عادت بديد كه در شرايط خاص بتونيد خودتون رو با محيط وفق بديد. اين راز پيروزيه. هميشه قبل از هر  " نه "ي قاطعانه فكر كنين واقعا" شايد بشه آره گفت!

يادمه استاد خوبي در زمان تدريس اين درس از ما پرسيد به نظر شما سوسك قويتربوده يا دايناسور؟ بيشتر ما گفتيم معلومه دايناسورها قوي تر بوده اند.

اما اون گفت سوسكها قويتر بوده اند! چون دايناسورها زود نابود شدند اما سوسكها هنوز باقي هستند. مي دونين چرا؟ چون اونها يه خصوصيت خاص دارند و اون هم توانايي تطبيق دادن خودشون با محيطه!

من خودم در جايي ديدم كه وقتي منطقه اي رو براي نابودي سوسكها با سم خيلي قوي اي سمپاشي كردند بعد از مدتي چند سوسك پيدا شدند كه بدنهاشون كاملا" سفيد و براق بود! و متخصصي گفت اين چند تا دونه موفق شدند بدنشون رو حتي با اون سوسك كش قوي تطبيق بدن و زنده بمونن و اگه ولشون كنيم حالا واسه خودشون دوباره خانواده درست مي كنن!

هر چقدر ما در تطبيق دادن خودمون با محيط ( و صبر و حفظ آرامش در مشكلات) قويتر باشيم يعني بيشتر فن شناوري در آب رو به كار بسته ايم.زندگي مثل يك رودخونه است و ما بايد اين مسير رو طي كنيم. اونهم با شنا. اين مائيم كه تصميم مي گيريم در جهت جريان آب شنا كنيم يا خلاف اون. و اين مسير رو با عشق بريم يا با نفرت.

شنا كردن همراه جريان آب ( نه خلاف جهت اون) چند مزيت داره :

1 _ باعث ميشه بتونيم از مناظر اطراف لذت ببريم.

2 _ چون به در و ديوار برخورد نمي كنيم پس پرت انرژي هم نخواهيم داشت.

3 _ چون در مسير هستيم به دليل نداشتن پرت انرژي سبك شنا مي كنيم. 

نكته ي مهم _  اگر ما در طي شنا كردن تو رودخونه ي زندگي مدام نگران رسيدن به هدفمون كه اونطرف رودخونه است باشيم و هي ذهنا" با خودمون بجنگيم كه " آخه بالاخره من مي تونم به هدفم برسم يا نه؟ نكنه من بهش نرسم؟ اگه به هدف و آرزوم نرسم چي كار كنم؟ "  چيزي از شنا كردنمون در رودخونه نمي فهميم و نمي تونيم از مسير و خود شنا كردن لذت ببريم. پس معلومه قاعده ي شناكردن همراه جريان آب رو رعايت نكرديم!

نكته ي مهم _ تا باد مخالف وزيد كه ما نبايد به سروكله مون بكوبيم كه همه چي از دست رفت! چون با اين كارها ما شروع به مبارزه هاي عجولانه مي كنيم ، درگير ميشيم، و درگير كه مي شيم از نظر روحي خسته ميشيم يعني دچار پرت انرژي ميشيم! پس در اين صورت هم فن شناوري در آب رو رعايت نكرديم.

نكته ي مهم _ فراموش نكنيد اگه چيزي حق الهي شماست  براي به دست آوردن اون ، نياز به تلاش دارين اما نياز به جنگ ندارين! معمولا" ما مرز بين تلاش كردن رو با جنگيدن  نمي دونيم.

دوستان زيادي از من مي پرسن كه چرا دارن تلاش مي كنن اما به هدفشون نمي رسن و هر كاري مي كنن انگار از اون دورتر ميشن.هر تلاشي كه با نگراني و اضطراب و ترس از اينكه اگه نشه چي ميشه  همراه بشه ديگه تلاش نيست بلكه جنگيدنه و محكوم به شكسته چون طبق آيه اي در انجيل " جنگ از آن خداست نه انسان! " اين جا من به اونها مي گم از قانون رها كردن و عدم مقاومت استفاده كن.

نكته ي مهم _ قانون رها كردن به معني تلاش نكردن نيست بلكه به معني رها كردن "اضطرابها و ترس از نشدنه" و آروم گرفتن. اسكاول شين در كتاب چهار اثرش مثال قشنگي مي زنه . اون مي گه بچه ها شب عيد كريسمس چون باور دارند بابا نوئل توي جورابشون كادو مي گذاره تخت مي گيرن مي خوابن ! هيچ وقت تا صبح حرص نمي خورن كه نكنه بابانوئل نياد! اون مي گه براي به دست آوردن هر آرزو بايد مثل اين بچه ها بود.

يعني تلاشت رو بكن و بعد بسپار به خدا و به رضاي اون كه صلاح تو رو بهتر از تو مي دونه راضي باش! به طرح الهيت خشنود باش! اين يعني قانون عدم مقاومت.

قانون راز ميگه تلاش كن و در مسير هدفت گام بردار اما نمي گه بجنگ تا اون رو به دست بياري. خودت رو به آب و آتيش بزن و مدام نگران باش كه اگه نشه چي ميشه!

نكته ي مهم _ قانون عدم مقاومت ميگه اگه براي به دست آوردن چيزي شروع به جنگيدن كني اون از تو دور ميشه و از تو فرار ميكنه! ( قبلا" مفصلش رو براتون گفته ام.)

نكته ي مهم _ بايد از شناوري در آب لذت ببري. يعني اگه مي خواي بهترينها رو دريافت كني بايد براش گودال بكني. بزرگترين گودال اينه كه شاد باشي و لذت ببري و در هر كاري كه انجام مي دي از اون انرژي بگيري حتي اگه كاري باشه كه دوستش نداري.

براي اين منظور بايد تمرين كني كه بتوني در لحظه ي ابدي اكنون زندگي كني. چون هر چيزي كه ازش لذت ببري ازش انرژي مي گيري و از هر چيزي و كاري كه با نفرت و آزردگي و بدون حضور در لحظه ي ابدي بخواي انجامش بدي از تو انرژي مي گيره و دچار پرت انرژي ميشي.  پس اگه مثلا" مجبوري آشپزي كني اما از اين كار متنفري بايد تمرين لحظه ي ابدي اكنون رو براش انجام بدي و اون رو مراقبه كني تا ازش لذت ببري تا نتونه تو رو دچار پرت انرژي بكنه. لطفا" نگيد نمي تونم هر كاري رو با عشق انجام بدم يادتون باشه اگه كاري رو با عشق انجام نديد پس با نفرت انجام خواهيد داد و اين فقط به ضرر شماست.

اميدوارم در تك تك اين آداب  دقت كنيد چون بزرگترين راههاي كاميابي و شادماني در اين درس نهفته است. به جملات خوب فكر كنيد و از استاد درونتون بخواهيد كه ياريتون بده كه با همه ي وجود ، معاني دروني و عميق اين درس رو به شما نشون بده. مطمئنم با به كار بستن آداب زندگي معجزات بي نظيري در پيش رو خواهيد داشت. در لحظات كاميابي براي ديگران ( و همين طور من ) هم دعا كنيد تا خداوند چشم حقيقت بين ما رو به روي حقيقت راز زندگي باز كنه.

خدايا! چشم حقيقت بين ما را به روي حقيقت راز زندگي باز كن! آمين!

پنجشنبه 11 اسفند 1390 - 9:56:20 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
نظر ها

http://shogh.gegli.com

ارسال پيام

پنجشنبه 11 اسفند 1390   11:52:31 PM

عالی بود 

آخرین مطالب


نه دروغ زیرکانه ای که همه ما به خودمان می‌گوییم


چرا خانواده تلگرامی یک خانواده منزوی است؟


تفاوتهای زنان و مردان در عشق ورزیدن


نه گفتن هنری که باید آموخت


برای موفق شدن کمی منفی فکر کنید!


چرا همه آدمها به دنیا از دیدی متفاوت نگاه می‌کنند؟


گفته هایی از کنفوسیوس برای زندگی بهتر


به افكار خود هويت بخشيد


این تمرین ساده‌ی نوشتن می‌تواند زندگی شما را متحول کند


راههای ساده برای ایجاد انگیزه


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

1109405 بازدید

540 بازدید امروز

366 بازدید دیروز

4818 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت