gegli

روانشناسی کلیدی + روانشناسی عمومی

اندیشه طلایی

اصل ۵ آگاهی برتر:به تعادل رسیدن.

اصل ۵ آگاهی برتر:به تعادل رسیدن.

 

فرض کنید روی جاده ای هستید، یک طرفش دریا و یک طرفش دره است. به هر طرف بپیچید، صدمه می بینید. پس باید وسط و در منطقه تعادل باشید تا سالم بمانید.

زمانی ما به تعادل می رسیم که صفاتی را که باعث عدم تعادل در ما می شوند را بشناسیم و در خودمان این صفات را متعادل کنیم. صفاتی که باعث عدم تعادل می شوند همان هایی هستند که باعث ایجاد ماند می شوند. مثل ترس، حسد و ...که آنها را در زیر بررسی می کنیم.

 

 

1 _ بررسی ترس :

 

ریشه معضلات آدمی چیست؟ترس ریشه همه بدبختی های بشر است.

یعنی اگر انسانی افسرده است، منفی است، یا بیمار است، ریشه اش ترس است. پس اگر ترس را بشناسیم و کنترل کنیم، معضلات حل می شوند. به همین دلیل گفته اند ترس برادر مرگ است.

 

*چیزی به نام ترس در دنیا وجود ندارد، بلکه آن را خودمان می سازیم. فرهنگ بد، اجتماعات، خانواده و ... ترس را می سازند. ما ترس را می سازیم.

 

*مثلأ با فرهنگ غلط، ترس را به فرزندانمان دیکته می کنیم و می گوئیم: الآن لو لو میاد!

*یا مثلا" می گویند از خدا بترس. این اشتباه است، کسی که از خدا بترسد، هیچ وقت به خدا نزدیک نمی شود، در حالیکه منبع انرژی ای که در خودمان است، همه از خداست و خدا منبع عشق و دوست داشتن است. خدا ترسناک نیست. خدا زیباترین زیبایی هاست. (به همین دلیل است که بالاترین نوع توحید ، توحیدی است که آدمها برای تقرب و دوستی با خدا او را عبادت می کنند نه از ترس جهنم. )

 

نکته :فراموش نکنیم که وقتی به بچه می گوئیم از خدا بترس، در ضمیر نا خود آگاه او این طوری برنامه ریزی می شود که خدا ترسناک است. بهتر است بگوئیم به خاطر ضرری که به خودت یا دیگران می رسانی، این کار را نکن. خدا را بهانه قرار ندهیم.

 

نقطه مقابل ترس شجاعت است. ترس و شجاعت مربوط به چاکرای 3 هستند. کسی که خیلی شجاعتش بالاست، چاکرای 3 او قوی است. چاکرای 3 با گوارش ما در تماس است. کسانی که ترسو هستند، معمولأ معده و دستگاه گوارششان هم ایراد دارد و دهانشان بوی بد می دهد(به دلیل ایراد معده). و بر عکس، آدم های شجاع، معده های قوی دارند. (اینها را فعلا" در همین حد بدانید تا وقتی که به درس چاکراها برسیم.)

 

*ترس خوب است یا بد است؟

اگر ترس را برداریم، و به کسی بگوئیم از پنجره بپر پائین، می پرد و صدمه می بیند. پس ترس در نقطه تعادل زیباست.

هر چیزی محوری دارد به این شکل:

 

 

 

            شجاعت                                   ترسویی

                   5  4  3  2  1  0  1-  2-  3-  4-  5-

                                   تعادل

 

 

اگر شجاعت روی 5 باشد، از پنجره می پریم و اگر روی 5- باشد، باعث ترسویی می شود. پس روی صفر می ایستیم که نقطه تعادل است .( چون احتیاط، شرط عقل است و پریدن از پنجره دلیل شجاعت راستین نیست.)

 

*مثال: به کسی می گویند جاده لغزنده است( مثلأ 5% لغزنده است)، اگر کسی اصلأ نترسد و مثلا" نود تا شجاعت داشته باشه، با سرعت میره و لیز میره و تصادف می کنه. اگر کسی 20% بترسه، اصلأ دیگه پایش را از خانه بیرون نمی گذارد. پس روی نقطه تعادلش ترسیدن درست و به جاست.و شجاعت یعنی روی نقطه ی نود رفتن در اینجا نادرست است و شجاعت کاذب است.

 

 

2 _ بررسی مطلق بودن :

 

اصلی وجود دارد به نام اصل مطلق بودن.ما باید بدانیم که فقط خدا مطلق است و وقتی ما درباره ی هر چیزی غیر از خدا فکر می کنیم باید به آن نسبی فکر کنیم نه مطلق.

مثلا" وقتی از خودمان یا دیگران توقعی داریم باید نسبی فکر کنیم نه مطلق.اگر کسی ما را دوست دارد، نمی توانیم بگوییم که مطلق ما را دوست داشته باشد. وقتی این باور را در زندگیمان وارد کنیم می پذیریم که مثلا" مادر ما می تواند غیر از ما بچه های دیگرش را هم دوست داشته باشد یا کسی که دوستش داریم می تواند به صورت مطلق همه ی آنچه را که ما می خواهیم نداشته باشد.خیلی مواقع در زندگیمان که احساس خوشبختی نمی کنیم و فکر می کنیم همه ی مسایل موافق میل ما نیست برای اینست که داریم مطلق فکر می کنیم نه نسبی. اگر نسبی فکر کنیم همه چیز درست می شود!

اگرتوقعاتی که از خودمان یا دیگران داریم ، برآورده نمی شود به دلیل مطلق فکر کردن است و به خاطر اینکه توقع داریم خودمان و دیگران به صورت مطلق همان باشند که ایده آل ماست به همین دلیل دچار احساس عدم رضایت می شویم.

بنابراین برای رسیدن به آگاهی برتر باید تمرین کنیم تا به همه چیز زندگی، خودمان ، توقعاتمان از دیگران ، برآورده شدن آرزوهایمان و غیره و غیره به صورت نسبی فکر کنیم نه بر اساس اینکه فقط اگر مطلق ایده آل باشند خوب هستند.

 

 

 

3 _ بررسی حسادت :

 

می دانید که حسادت یعنی چیزی که متعلق به دیگری است ما را چنان ناراحت کند که دلمان بخواهد آن شخص آن را از دست بدهد! و غبطه یعنی دلمان می خواهد ما هم آن چیز را داشته باشیم اما دلمان نمی خواهد آن شخص کوچکترین ضرری بکند یا آن چیز را از دست بدهد.

_داشتن آنچه که متعلق به دیگری است، خوبست یا نه؟

طبیعتا" حسادت خوب نیست اما غبطه خوردن مفید است چون آدم را به سمت رقابت سالم پیش می برد.برای اینکه موضوع را بهتر بفهمیم باز باید مثل صفت ترس آن را روی محور ببریم آن وقت متوجه می شویم که خواستن آنچه که دیگری دارد ، فقط روی نقطه ی تعادل خوبست .این نقطه ی تعادل همان غبطه خوردن است به جای حسادت.

 

( نکته :چاکرای مخصوص حسادت ، چاکرای 4 است اما حسادت حتی روی چاکرای 5 و 6 هم اثر مخرب می گذارد و آن را می بندد که در درس چاکراها به این مطالب هم می رسیم. )

 

 

نتیجه گیری مهم _ما در آگاهی برترمی خواهیم یاد بگیریم که احساساتمان را سرکوب نکنیم چون ایجاد عقده می کند. فقط باید یاد بگیریم که آنها را درست تعریف و تعبیر کنیم. یعنی ما ترس و حسادت و ... را در خودمان سرکوب نمی کنیم بلکه (مثل صفات نیمه ی تاریک )آنها را درست تعریف می کنیم و می آموزیم که همه ی این صفات روی نقطه ی تعادل درست  و پسندیده هستند پس سعی می کنیم آنها را با مشارطه و مراقبه و مکاشفه کنترل کنیم. یعنی ترس را در خودمان سرکوب نمی کنیم بلکه حسش را عوض می کنیم تا به نقطه ی تعادل برسیم و حسادت را در خودمان سرکوب و انکار نمی کنیم بلکه آن را به رقابت سالم تبدیل می کنیم.

 

 

 

4 _ بررسی خودخواهی :

 

نقطه ی مقابل خودخواهی نوع دوستی است. ( که در مرتبه ی بالایش می شود ایثار)

ایثار باید هدفمندانه باشد، یعنی باید مطمئن باشیم که با ایثار کردن ما، هدفی که می خواهیم به آن برسیم، درست پیش می رود و ثمره ای نیکو می دهد. این به آن معنی است که ایثار فقط در حدی درست است که " حرمت به خویشتن ما " حفظ بشود.

خودخواهی یک کوته بینی در فرد ایجاد می کند یعنی مانند یک پیله و حصار به دور فرد می تند که شخص از آن پیله آن طرف تر را نمی بیند.یعنی این پیله آگاهی او را پایین می آورد.

برای رسیدن به آگاهی برتر ما باید مواردی را که در موردش خودخواه بوده ایم را شناسایی کنیم و به جایش نوعدوستی بگذاریم. ( خودخواهی مربوط به چاکرای 5 است اما چاکرای 6 را هم می بندد که در مبحث چاکراها به آن می رسیم.)

 

 

۵ _ بررسی نفرت :  

 

نفرت داشتن از فرد یا افرادی  باعث می شود که ما از آگاهی برتر فاصله بگیریم.

 

 (نفرت باعث بسته شدن چاکرای 4 می شود یعنی وقتی از کسی نفرت داریم یا با نفرت از خاطره ی کسی حرف می زنیم باعث بسته شدن چاکرای 4 می شویم که در درس چاکراها به آن می پردازیم اما بد نیست بدانیم که ایراد در چاکرای 4 باعث می شود تا سیستم ایمنی بدن پایین بیاید و گردش خون مشکل پیدا کند و مثلا" اگر در این حالت ویروسی به بدن وارد بشود، سریع بدن به آن مبتلا می شود! راه حل موجود هم اینست که وقتی از کسی متنفر هستیم تا به او فکر می کنیم در دلمان به او عشق بدهیم.اول او را ببخشیم و بعد مدام در دلمان برایش برکت و موفقیت را بطلبیم .این کار باعث تعادل یافتن چاکرای 4 می شود. حالا خوب می فهمیم که چرا هر گناهی به ضرر خود ماست و هر چیزی که ماند تولید می کند مثل نفرت، خودخواهی و ...باعث بیماری می شود. شاید به همین دلیل وقتی حضرت عیسی ( ع) کسی را از بیماری مهلکی شفا داد به او فرمود دیگر گناه نکن!) )

 

حضرت عیسی (ع ) پیامبر بخشش همراه با عشق و آگاهی است زیرا در تعالیمش فرموده که اگر کسی توی گوشت زد، سمت دیگر صورتت را هم جلو بیاور. این به معنی اینست که او را ببخش و چنان نفرت را از خودت دور کن که آمادگی داشته باشی تا باز هم او را ببخشی.یعنی اگر باز زد، باز هم ببخشی!

پس عیسی مسیح(ع) پیامبر بخشش همراه با آگاهی(و می توان گفت همراه با عشق) است .(محض اطلاع بدانیم که حضرت محمد(ص) پیامبر عشق است.)

عشق نقطه مقابل نفرت است.درآگاهی برتر وقتی می خواهیم به تعادل برسیم باید به جای نفرت، به جا و اندازه، عشق بگذاریم.

 

و اما راجع به خود عشق:

تا کسی خودش را دوست نداشته باشد و برای خود احترام، قائل نباشد، نمی تواند دیگران را دوست داشته باشد. ( حرمت به خویشتن) عشق این نیست که به خاطر دیگری، به خودت ضرر بزنی. این مجنون بودن است.

در واقع عشق در محور تعادل، رو به بالا  می رود نه اینقدر که شورش را در بیاورد!چون در این حالت می شود جنون!

عشق باید با آگاهی همراه باشد. عشق بدون آگاهی مثل عشق خاله خرسه است.پس اگر در عشق به خودتان ضربه زدید، به دیگران هم ضربه می زنید و این عشق نیست.

 

 

۶- هوای نفس:

 

آیا هوای نفس همان شهوت است؟خیر، شهوت جزئی از همان هوای نفس است.یعنی در واقع شهوت جزئی از کل است.

هوای نفس یعنی هوس های نفس. این خواستن نفس نیست، چون خواستن چیز خوبی است. هوای نفس، هوس های نفس است. مثلأ مرد شصت ساله، پنج روز میاد سر کار بعد نمی آد. و میگه یکهو هوس کردم برم مسافرت، یکهو هوس کردم برم دربند و ... یا کسی می گوید: هوس کردم همه این خربزه رو یکدفعه بخورم!این یعنی هوای نفس یعنی یک هو هوس کردم...

 

سوال _ آیا باید هوای نفس را سرکوب کرد؟

جواب _ نه! هوای نفس را  نباید سرکوب کرد. حتی شهوت را هم که جزئی از هوای نفس است، نباید سرکوب کرد. این ها سرکوب شدنی نیستند، بلکه باید کنترل شده باشد. اگر بخواهید سرکوبشان کنید، مشکل پیدا می کنید. . پس هوای نفس را نباید سرکوب کرد بلکه باید آن را با شرط و شروطی مناسب، در زمان مناسب انجام بدهید. با این کار اجازه نمی دهید هوای نفس بر شما غلبه بکند بلکه شما بر آن غلبه می کنید. پس ما تزکیه را سفارش می کنیم. ( یعنی مثل صفات نیمه ی تاریک باید آنها را بپذیریم و بعد کنترلشان کنیم نه اینکه انکار یا سرکوبشان کنیم.)

در اسلام می گویند باید تقوی پیشه کنید. یعنی نقطه مقابل هوای نفس، تقوی است.

( محض اطلاع بدانید که به جز چاکرای 1 و 7، هوای نفس، تقریبأ به بقیه چاکراها مربوط می شود.شهوت مربوط به چاکرای 2 است. اگر به هوس آن جواب مثبت داده بشود، چاکرای 2 به هم می ریزد. اینجا فهمیده می شود که اگر در اسلام و ادیان دیگر، این همه به تقوی سفارش شده به دلیل آنست که تقوی نداشتن خیلی از چاکراها را به هم می ریزد.)

 

خوب!  پس متوجه شدید که هر گناه و ماندی ما را از تعادل خارج می کند و اگر می خواهیم به آگاهی برتر برسیم باید خودمان را به تعادل برسانیم. ( محوری را که درباره ی ترس مثال زدم به یاد بیاورید.) ما در درسهای آتی ، به امید خدا، باز هم درسهای مربوط به آگاهی برتر را با هم بررسی می کنیم.

دوشنبه 12 شهریور 1391 - 9:04:11 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت

آخرین مطالب


نه دروغ زیرکانه ای که همه ما به خودمان می‌گوییم


چرا خانواده تلگرامی یک خانواده منزوی است؟


تفاوتهای زنان و مردان در عشق ورزیدن


نه گفتن هنری که باید آموخت


برای موفق شدن کمی منفی فکر کنید!


چرا همه آدمها به دنیا از دیدی متفاوت نگاه می‌کنند؟


گفته هایی از کنفوسیوس برای زندگی بهتر


به افكار خود هويت بخشيد


این تمرین ساده‌ی نوشتن می‌تواند زندگی شما را متحول کند


راههای ساده برای ایجاد انگیزه


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

1109454 بازدید

589 بازدید امروز

366 بازدید دیروز

4867 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت