gegli

روانشناسی کلیدی + روانشناسی عمومی

اندیشه طلایی

تولد دوباره یا خانه تکانی ذهنی

سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام. و هزار بركت و توانگري براي همه شما دوستهاي خوب وبلاگي! دو تا موضوع مهم براتون دارم:

 

1 _ امروز روز تولد وبلاگ دستنوشته هاي يك جادوگره! سال پيش در همين روز من اولين پستم رو با نام سرگذشت يك جادوگر توي وبلاگم گذاشتم.من توي تمام سالي كه گذشت از حمايت، مهربوني و پشتيباني خيلي از شماها برخوردار شدم كه با نظرات و آفهاتون باعث شدين من علاقه ي بيشتري به نوشتن اين وبلاگ پيدا كنم. بنابراين ، امروز، صادقانه و از صميم قلب از همه ي دوستان خوبم قدرداني مي كنم و به عنوان قدر داني يك بيت شعر كه متعلق به پدرمه و تو بچگيهام اون رو براي من سروده بود تا هيچ وقت سريع گذشتن فرصتهاي عمر رو فراموش نكنم، براتون مي نويسم :

 

         نكند چشم تو در خواب بماند      بگذرد قافله و قافله سالار بماند!

 

از همه خواهش مي كنم كمي و كاستيهاي اين وبلاگ رو با اضافه كردن چاشني اغماض ببخشند!

 

2_ به مناسبت روز تولد وبلاگم يكي از مهمترين درسهاي ذهني رو شروع مي كنيم به نام " تولد دوباره " كه در بعضي از كتابهاي ذهني اون رو به نام " خانه تكاني ذهني " معرفي مي كنند." تولد دوباره " همون شيوه هاي كاربردي دوست داشتن خويشتنه كه من توي پست قبل  توضيح دادم كه چرا از اهميت زيادي برخورداره.

 

يه داستان واقعي _ يه جمعي به كريستف كلمب گفتن كشف كردن آمريكا كه كاري نداشت. ما هم مي تونستيم اين كار رو انجام بديم! كريستف كلمب يه تخم مرغ پخته رو كه براي خوردن جلوشون بود، داد دستشون و  گفت كدومتون مي تونه اون رو ، روي ميز واستونه؟هيچ كس نتونست اين كار رو بكنه! كريستف كلمب ، ته تخم مرغ رو كوبيد روي ميز! در نتيجه ته تخم مرغ صاف شد و روي ميز واستاد! اون وقت به اونها گفت " اين راهشه! بله! انجامش كاري نداشت اما اين كه راهش رو پيدا كني و انجامش بدي، مهم بود! اگر چه راهش خيلي هم ساده و پيش پا افتاده باشه!

نتيجه اي كه مي خوام از اين داستان بگيريم اينه كه تمرينها و راههاي دوست داشتن خود ممكنه به نظرتون خيلي ساده و پيش پا افتاده بياد ، اما انجامش بدين! چون فقط با انجام دادنش، به نتيجه مي رسين نه با خوندنش!

 

_ چرا به  تمرينات" دوست داشتن خود "مي گيم " تولد دوباره " ؟

وقتي ما دنيا اومديم ، فطرتا " مي دونستيم كه عالي و بي همتا هستيم! يه نوزاد وقتي گرسنه ميشه، حق خودش مي دونه كه شير بخوره و اگه اون رو ازش دريغ كنن، بدون احساس گناه فرياد سر مي ده! حتي يه كودك خردسال كه هنوز به زور بايد ها ونبايد ها تغييرش نداده ايم، خوب مي دونه كه چي رو دوست داره! دلش مي خواد چي بخوره! چي كار كنه! و ... و با تمام وجود از كارهايي كه مي كنه لذت مي بره و هرگز هم خودش رو شماتت نمي كنه! _ (اين مائيم كه به زور يادش مي ديم خودش رو براي بعضي كارها شماتت كنه! ) _ما همون نوزاد كامل و بي همتائيم، اما با بزرگ شدن، كم كم تبديل شديم به انساني كه مشكلاتي داره! انساني كه فكر مي كنه تا اندازه اي بي ارزشه و اونقدر كه بايد ، خوب نيست! بنابراين تمرينات دوست داشتن خود، مثل " تولدي دوباره " مي مونه كه ما رو به اصل خودمون بر مي گردونه! به همون موجودي كه خداوند چون دوستش داره،  اون رو خلق كرده! اما آيا الان به راحتي و صد در صد، كامل، مي تونيم جلوي آينه واستيم و توي چشمهامون نگاه كنيم و به خودمون بگيم، من خودم رو دوست دارم چون خداوند من رو با تمام وجودش، دوست داره؟! ....مي دونم كه اگه با خودمون صادق باشيم، ممكنه نتونيم اين تمرين رو به راحتي انجام بديم!پس لازمه كه يك تولد دوباره داشته باشيم.

 

_ چرا به تمرينات " دوست داشتن خود " مي گيم " خانه تكاني ذهني " ؟

 

"لوئيز هي" مي گه : اگه بخواين اتاقي رو تميز كنيد، هر چي توي اون هست، در مي آريد و مي آزمائيد. يعني به بعضي چيزها با علاقه نگاه مي كنيد و گرد و خاكش رو مي گيريد و برقش مي اندازيد و بعد دوباره مي گذاريدش سر جاش.بعضي چيز ها به تعمير احتياج دارند پس تعميرشون مي كنيد.بعضي چيزها هم از كار افتاده هستند و ديگه نمي تونيد ازشون استفاده كنيد، پس با خيال راحت اون ها رو دور مي ريزيد! دوست داشتن كامل خود ، مستلزم بيرون ريختن همه ي فكر ها و عقايد كهنه و خرابيه كه باعث ميشه خودتون رو بي ارزش بدونين.يعني يه خونه تكوني ذهني! پس با همون آرامشي كه بعد از خوردن غذا، خرده هاي اون رو جمع مي كنيم و دور مي ريزيم، بايد بتونيم ذهنمون رو هم خونه تكوني كنيم. با آرامش و بدون عصباني شدن.

 

به قول" لوييز هي "_ استاد بزرگ تدريس خانه تكاني ذهني _ از خودتون سوال كنيد :

آيا من حاضرم براي تهيه ي شام امشب ، در زباله هاي ديشب خود، دنبال غذا بگردم؟!! پس چطور مي تونم با جستجو در آشغالهاي كهنه ي ذهني، تجربه هاي فرداي خودم رو بيافرينم؟!!

 

1 _تمرين پذيرش دگرگوني خود :

 

 يك گل سرخ رو بگذاريد جلوتون و به اون فكر كنيد.از لحظه اي كه غنچه است تا زماني كه ميشكفه و حتي لحظه اي كه گلبرگهاش مي ريزه.هميشه زيبا و كامله و همواره در دگرگوني.پس با خودتون مدام تكرار كنيد :

من خودم را براي همه چيز مي بخشم چون در هر زمان به بهترين كاري كه از دستم بر مي آمده، سرگرم بوده ام!

اين جمله رو بر روي ورقه اي بارها و بارها بنويسيد. بعد اون رو آتش بزنيد. (يادتون باشه هيچ وقت خاكستر دستنوشته هاتون رو در سطل آشغال نريزين، بلكه اون رو در مجرايي كه آب ازش عبور مي كنه، بريزيد.من تبديل انرژي به انرژيهاي برتر بوسيله ي آتش زدن رو قبلا" گفته ام. )اين كار رو مثل يك مراسم باشكوه انجام بدين.لباس خوب بپوشيدو اگه دوست دارين، عود روشن كنيد يا اسفند .(كه هر دو از بين برنده ي انرژي هاي منفي هستند ) و موسيقي بگذاريد.فراموش نكنيد، اين يك مراسم باشكوهه. چه مراسمي باشكوهتر از مراسمي مي تونه باشه كه شما  _ شمايي كه بي همتا و عالي هستيد و به همين دليل هم توسط خداوند، خلق شدين _   خودتون رو ببخشيد و بپذيريد؟!!

 

 

2 _ تمرين پيامهاي منفي :

 

 يك كاغذ بزرگ برداريد و روي اون همه ي پيامهاي منفي اي رو كه درباره ي خودتون تا به حال شنيديد، بنويسيد.اول همه ي نقاط ضعفتون كه پدر و مادرتون در كودكي به شما گوشزد كردن رو بنويسيد. بعد به سراغ آدمهاي دورتر، مثل بستگان، دوستها، آشناها و غريبه تر ها بريد. فكر كنيد و هر چيزي رو كه به عنوان نقاط ضعف به خاطرش ازتون ايراد گرفتن بنويسيد. اونها درباره ي قيافه ي شما، نوع حرف زدنتون، زندگيتون، كارهاتون، ميزان پولتون، استعداد ها و فكر هاتون چي گفتن ؟

براي اين تمرين وقت بگذاريد تا كم كم همه چيز رو به ياد بياريد. حالااين برگه ها حاوي انديشه هايي هستند كه ممكنه شما به مرور زمان در خودتون پذيرفته باشين و باورشون كرده باشين. اينها انديشه هاي مخربي هستند كه بايد از هوشياريتون حذفشون كنيد چون همين ها باعث شدن فكر كنيد كه به اندازه ي كافي خوب نيستيد.

اين تمرين رو بارها و بارها انجام بدين. هروقت چيز جديدي به ذهنتون رسيد دوباره اون رو بنويسيد.فكر كنيد آيا اين پيامهاي منفي ، چيزهايي هستند كه شما اونها رو به عنوان نقاط ضعف خودتون مي پذيريد يا اينكه فكر مي كنيد فقط نظر ديگرانه و اگر هم اونها رو پذيرفتين آيا در اثر تلقينات ديگران نبوده؟

 دوباره براي خودتون يك مراسم باشكوه بگيريد! يه خودكار قرمز بردارين و جلوي  اون ايرادها بنويسيد" اينها اعتقادات من درباره ي خودم نيست ! پس من با خط زدن اونها ، براي هميشه اونها رو از باورهاي خودم خارج مي كنم! من مسئول عقايد اشتباه و غلط ديگران نيستم! "بعد تك تك اونها رو خط بزنيد. حالا مي تونين با خيال راحت اين برگه ها رو پاره كنيد. از پاره كردن تك تك اونها لذت ببريدو احساس كنيد كه با پاره كردن هر كدوم اونها، اون باور در شما هم از بين مي ره.اين خرده كاغذ ها رو حتما" توي سطل آشغال بريزيد!

 

 

3_ تمرين بخشيدن خانواده :

 

 (حتما" بعد از تمرين قبل، اين تمرين رو انجام بديد.)

 شايد بعد از به ياد آوردن اينكه چه پيامهاي منفي اي از ديگران ، خصوصا" پدر و مادر ، دريافت كردين، انگشت نشانه تون رو به سمتشون بگيريد و بگيد : بله! تو مقصري! كه به من قبولوندي كه نمي تونم خوب و كامل باشم! "

 

 

قانون مهم _ فراموش نكنين كه سرزنش و ملامت ديگران ، مطمئنترين راه براي چسبيدن و جدا نشدن از مشكله! اگر از ديگران بخواهيد كه عالي و بي نقص باشند، ناخودآگاه از خودتان هم مي خواهيد كه بي نقص و كامل باشد! و به اين ترتيب تا آخر عمر نمي توانيد خود را واقعا" دوست بداريد! هر گاه ديگري را سرزنش كنيم، به اين معناست كه مسئوليت خودمان را به عهده نگرفته ايم!

 

فراموش نكنيد همه ي كساني كه با دادن اون پيامهاي منفي به شما آزارتون داده اند، خودشون هم همانقدر هراسان و حاكي از درماندگي بودند كه اكنون شما هستيد! اونها تنها مي توانستند چيزهايي را به شما بياموزند كه خودشان آموخته بودند و تجربه كرده بودند! براي رهايي خودتون از سرزنش ديگراني كه مدام شما رو سرزنش كردند، بايد يه مقداري اطلاعات به دست بياريد! اگه امكانش هست سعي كنيد درباره ي كودكي پدر و مادرتون و كساني كه سرزنشتون مي كردن، اطلاعاتي به دست بياريد! اگه نميشه، از قوه ي تصورتون كمك بگيريد و فكر كنيد كه اونها چه طور كودكي اي مي تونستن داشته باشن؟اونها چه طور سرزنشهايي رو در كودكيهاشون مي تونستن شنيده باشن؟...مي بينيد! اونها بيشتر از اونچه كه خودشون داشته اند كه نمي تونستن به شما هديه بدهند! پس به خودتون بگيد آنها خود قربانيان قربانياني ديگر بوده اند! پس قابل بخشش هستند! 

 

پس حالاتمرين بخشايش رو براي خانواده و تمام كساني كه به شما پيام هاي منفي دادند، انجام بديد. ( تكنيك تمرين بخشايش در پستهاي قبليم موجوده. )

 


 

خدايا! من را بهترين آفريدي پس ياريم كن تا بهترين باشم و بهترين بودن خود را بپذيرم ! آمين!

سه شنبه 4 بهمن 1390 - 3:00:27 PM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت

آخرین مطالب


نه دروغ زیرکانه ای که همه ما به خودمان می‌گوییم


چرا خانواده تلگرامی یک خانواده منزوی است؟


تفاوتهای زنان و مردان در عشق ورزیدن


نه گفتن هنری که باید آموخت


برای موفق شدن کمی منفی فکر کنید!


چرا همه آدمها به دنیا از دیدی متفاوت نگاه می‌کنند؟


گفته هایی از کنفوسیوس برای زندگی بهتر


به افكار خود هويت بخشيد


این تمرین ساده‌ی نوشتن می‌تواند زندگی شما را متحول کند


راههای ساده برای ایجاد انگیزه


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

1093637 بازدید

173 بازدید امروز

678 بازدید دیروز

4263 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت