gegli

روانشناسی کلیدی + روانشناسی عمومی

اندیشه طلایی

قدرت شفا بخش عشق !!!

                                     امروز در ادامه ي درس توانگري و عشق  با هم در رابطه با قدرت شفا بخش عشق صحبت    مي كنيم كه از طريق بخشايش و پالايش فعال مي شود. ما با هم قبلا" مفصل درباره ي بخشايش و پالايش و انواع آن صحبت كرده ايم اما در اين مبحث ، صحبتهاي قبلي را كامل مي كنيم.

 

پاندر در كتاب از دولت عشق مي گه وقتي مسيحي ها در دوران تصليب، روزه مي گيرند، با دعا و عبادت در واقع خودشون رو آماده مي كنند براي رستاخيز زندگي و زيبايي تازه اي در دنياي شخصيشون. پاندر مي گه ما مي تونيم اين آمادگي براي رستاخيز راستين وجودمون رو در هر روز سال انجام بديم و اون با " قدرت شفا بخش عشق " امكان پذيره. براي اين كار ما بايد روزه بگيريم . روزه ي عشق.

 

_ تمرين روزه ي عشق :

براي خودتون مشارطه كنيد كه مثلا" يك روز كامل ( بعدا" تعدادش رو به هر روز برسونيد.) از خاطرات منفي گذشته و كينه ها و بخل ها و رشك و نفرت و انزجار و انتقاد و احساس بي عدالتي و آزار و هر گونه نا هماهنگي ديگر پرهيز كنيد. احساس كنيد قدرت شفا بخش عشق بر تمام خاطرات منفيتون اثر مي گذاره و به شما و همه ي اطرافيانتون، عشق رو هديه مي ده.وقتي بتونيد از شر عواطف و هيجانات مخرب خلاص بشيد، از تصليب خود و ديگران دست بر مي داريد و آنگاه براي رستاخيز موهبتهاي خود آماده مي شويد.

 

براي روزه و پرهيز از گرايشهاي منفي دو راه ويژه وجود داره كه عبارتند از بخشايش و پالايش. بنابراين در روزه ي عشق از اين دو عمل و قدرت جادويي آنها بهره مند بشيد. حتما" شنيديد كه عشق چيز با شكوهيست، اما چه بسا زماني كه قدرت پيراستن و هرس كردن عشق ، در زندگيتان در كار بوده، ( و حضور عشق باعث ايجاد دردهايي در قلب و زندگيتون شده ) احساس كرده ايد كه عشق چيز " در هم شكننده اي " است!

 اگر مشتاق پالايش و بخشايش باشيد، آنچه كه در هم شكننده است و چون خاري در پوست مي نمايد، به چيزي با شكوه تبديل مي شود. آنگاه در مي يابيد كه عشق مي تواند به سوي موهبتي عظيم تر هدايتتان كند.

 

توصيه مي كنم يك بار ديگه درسهاي مربوط به بخشايش و پالايش رو مرور كنيد. من لازم مي دونم باز هم تاكيد كنم كه آزاد كردن ديگران به معناي آزاد كردن خودتان است. وقتي شخص يا مسئله يا اوضاع و شرايطي را كه احساس مي كنيد، شما را در فشار قرار داده است رها مي كنيد، كليد را به سوي آزادي مي چرخانيد! يادتان باشد كه شما حاكم موقعيتها هستيد نه برده ي آنها. وقتي در كمال جرات و شهامت، شخص يا چيزي را كه شما را به اسارت در مي آورد، رها مي كنيد، به جاي اينكه قرباني باشيد ، قادر مي شويد!

 

 

_ تمرين بارش باران عشق :

در سكوت بنشينيد و چشمهايتان را ببنديد و براستي مجسم كنيد كه باراني از عشق بر تمام زندگيتان و آدمهاي اطرافتان مي بارد. اين باران را بر روي آدمهايي كه آزارتان مي دهند، ببارانيد و مجسم كنيد كه به محض بارش اين باران بر آنها،  تغييراتي شگفت انگيز برايشان رخ مي دهد.. اين باران را بر روي خاطرات منفي زندگيتان ببارانيد و مجسم كنيد كه با اين بارش همه ي آن خاطرات به بهترين دقايق تبديل مي شوند.

 

نكته _ اگر زير تسلط كسي هستيد و به شما امر و نهي مي شود، نشانه ي آنست كه به عملي اسارت آور دست زده ايد و بايد به پالايش و بخشايش بپردازيد و روزه ي عشق بگيريد.

 

نكته _گاهي ما كساني را در اطرافمان داريم كه هر چقدر برايشان دعا مي كنيم، مشكلاتشان حل نمي شود. گويا ذهن نيمه هشيار آنها در برابر بهبود و بركت مقاومت مي كند . شايد اين به اين خاطر باشد كه شما ذهنا" خيلي عميق به آنها چسبيده ايد. در اين زمان بايد مسئله را ذهنا" رها كنيد و به زندگي عاديتان برگرديد. ( آزاد گذاشتن ديگران كه در مبحث پالايش برايتان توضيح دادم.) با آزاد گذاشتن آنها، همه چيز درست مي شود!

 پس اگر شخص بيماري در اطرافيانتان داريد يا كسي كه هر چقدر براي  حل مشكلاتش دعا مي كنيد به نظر مي رسد كه او بيشتر به مشكلات يا بيماريش چسبيده است، حتما" از قدرت شفابخش پالايش استفاده كنيد و براي او تكرار كنيد : " من تو را به خير و صلاحت مي سپارم. دوستت دارم اما برايت آزادي كامل و آن سلامت را مي خواهم كه از هر جهت به مصلحت توست. من آزادم و تو نيز آزادي."

 

خليل جبران درباره ي عشق رهايي بخش مي گويد : " به يكديگر عشق بورزيد، اما عشق را به بند نكشانيد...بگذاريد ميان با هم بودنتان فضايي و فاصله اي باشد. با يكديگر بخوانيد و برقصيد و شادمان باشيد، اما بگذاريد هر يك از شما تنها باشد...در كنار هم بمانيد اما نه چسبيده به هم."

 

خليل جبران درباره ي عشق رهايي بخش به فرزندان گفته : " فرزندانتان از آن شما نيستند.آنان پسران و دختران زندگي براي زندگي اند.آنها از طريق شما مي آيند ، اما نه از شما. و هر چند با شما هستند، از آن شما نيستند. شايد شما تن آنها را ماوا دهيد، اما نه جانشان را...شايد بكوشيد همچون آنها باشيد ، اما نكوشيد آنها را چون خود كنيد."

 

بنابراين به همه ي پدر و مادرها توصيه مي كنم كه اگر مي خواهيد طرح الهي فرزندانتان برقرار شود، بايد بگذاريد تا آنها از راههايي كه خود مي خواهند، به دنبال خواسته ي خود بروند. ( نوعي از پالايش كه براي همه بركت مي آورد.)

 اين فقط در رابطه ي والد و فرزند صدق نمي كند. در رابطه با هر كس كه رابطه ي عاطفي داريد، اين بايد آرزوي صميمانه ي شما باشد كه آنها به راه خود بروند. اگرنه، هم براي آنها و هم براي خودتان مشكلات فراوان خواهيد آفريد.

 

نكته _ من اين را درك مي كنم كه وقتي كسي براي ما عزيزه ، نگرانش هستيم و دلمون مي خواد راه حل درست رو نشونش بديم اما به قول استادم حرف  را بايد يكبار بگوئيد . براي بارهاي بعد بايد با روح و درون آن آدم ارتباط برقرار كنيد كه راه ويژه اي دارد ( به زودي اين راه را كه نوشتن نامه به فرشته هاي درون است با هم بررسي مي كنيم.) اگر مدام اصرار كنيم تا عزيزانمان را به راهي بكشانيم كه ما صلاح مي دانيم، باعث مي شويم تا بخاطر وجود قانون مقاومت، همه چيز بر عكس ميل ما و صلاح واقعيمان بشود!

 

نكته _ بيشتر مواقعي كه دعاهايتان مستجاب نمي شود، به اين دليل است كه هنوز راه پالايش ( آزاد گذاشتن ديگران و رها كردن بسياري از موقعيتها ( مشكل مالي يا بيماري يا...) را در پيش نگرفته ايد.آن كس را كه بايد رها كنيد و آزاد بگذاريد، معمولا" نه دشمن، كه يك دوست، همسر، خويشاوند يا فرزند است! بنابراين اگر درهاي توانگري به رويتان باز نمي شود، حتما" دنبال كسي يا موقعيتي بگرديد كه ذهنا" به او چسبيده ايد . به محض در پيش گرفتن راه پالايش، مسئله تان حل مي شود و خير و صلاحتان پديدار مي شود. ( به درسهاي پالايش رجوع كنيد دراين باره مفصل توضيح داده ام كه اين رها كردن باعث از دست دادن نمي شود بلكه باعث به دست آوردن بهترين ها مي شود.)

 

قانون توانگري هم اين موضوع را تائيد مي كند.

 

قانون 13 توانگري :  اگر به بخشايش و پالايش بپردازيد مي توانيد قدرت شفا بخش عشق را تجربه كنيد و به توانگري برسيد.

 

سيستم آرزوها هم، همين را مي گويد .

 

قانون پنجاه و چهارم سيستم آرزوها : هروقت آرزو و موهبتتان به تاخير مي افتد يا از شما دريغ مي شود، زمان فرا خواندن قدرت شفا بخش عشق است كه از راه بخشايش و پالايش به انجام مي رسد.

 

 

"امت فاكس" معلم بزرگ ماوراالطبيعه مي گويد: " اگر به ديگري نفرت بورزيد، با حلقه اي كيهاني به او متصل مي شويد و به بند او در مي آئيد: به اسارت زنجيري راستين، هر چند ذهني. به هر چه نفرت بورزيد، با طوقي كيهاني به بند و اسارتش در مي آييد. اگر در تمام دنيا تنها يك نفر باشد كه به راستي از او خوشتان نيايد، همانا او كسي است كه با حلقه اي محكمتر از فولاد ، خود را به او وصل كرده ايد. "

 

به نظرتان مسخره نيست كه ما كسي را كه دوست نداريم با يك حلقه ي فولادي به خودمان وصل كنيم تا هميشه همراهمان باشد؟!!

پدرم _ بابا جادوگره _ هميشه در كودكي چيزي را به من تاكيد مي كرد كه من هم آن را به شما هديه مي كنم. او كه استاد بزرگي بود و هست ، هميشه مي گفت :" هرگز نگذار فكر كسي كه كيلومترها از تو فاصله داره و شايد الان در خواب ناز باشه، در تو حسي از نفرت و خشم به وجود بياره و نگذاره كه خواب به چشمانت بياد! "

 

خوب! شايد الان بپرسيد پس اگه كسي با كارها و رفتارهايش باعث آزارمان مي شود، چه كنيم؟ فقط او را ببخشيم؟ همين كافيست؟

 براي اين كار اول بايد بدونيم چه چيز باعث مي شه كه ديگراني وارد زندگي ما مي شوند كه باعث درد و رنجمان مي شوند. ( كه قطعا" با انجام تمرينات نيمه ي تاريك دلايل بسيار واضحي براي اونها پيدا خواهيد كرد. ) اما من نتيجه گيري اين مطلب را در پائين برايتان تكرار مي كنم.

 

سوال مهم _ وقتي ديگران آزارتان مي دهند يا نااميدتان مي كنند، معنايش چيست؟

 

هرگز فراموش نكنيد كه چون ديگران نيز فرزندان پروردگارند، نمي توانند موجب شكست ، ياس، تحقير، يا شرمندگي ما بشوند. شايد هنگامي كه از سر راهمان مي گذشتند، لغزيده باشند. اما آنها نيز، فرزندان خدا هستند، فرزنداني كه موقتا" راه خود را گم كرده اند. به اين دليل سر راه ما قرار گرفته اند كه به دعاي خير ما نياز دارند. آنها ، نا خودآگاه به ما مي نگريستند، تا تعادل و توازن خويش را باز يابند.

 

آنها هر كاري كه بكنند يا نكنند، وجودشان نمي تواند مانع از پيشرفت و كاميابي ما بشود، آنها موهبت ما را از دستمان نمي گيرند، زيرا قادر به اين كار نيستند. حتي اگر چنين به نظر برسد، كه اندك مدتي آزارمان داده اند، بنا بر مشيت الهي بر سر راهمان قرار گرفته اند.پس فراموش نكنيد كه اگر گاهي ديگران ما را مي آزارند براي اينست كه روح آنها توجه الهي و دعاي خير ما را مي جويد. اگر براي آنها بركت و آمرزش بطلبيم، ديگر آزارمان نمي دهند. از زندگيمان بيرون مي روند و خير و صلاحشان را جايي ديگر مي يابند.

 

 ( من قبلا" برايتان توضيح دادم كه هر كسي براي اين وارد مسير زندگي ما مي شود تا چيزي را به ما بياموزد. يعني همه ، آموزگاران ما هستند. بنابراين اگر حضور كسي آزارتان مي دهد براي او طلب خير كنيد و مدام بگوئيد:"  آموزگار من! من آماده ام تا درسي را كه مي خواهي به من بدهي از تو بياموزم. " آن وقت شاهد شگفت انگيز ترين تغييرات خواهيد شد! )

 

بنابراين باز براي بار چندم تاكيد مي كنم هر گاه گره اي در كارتان بود يا بيماري يا هر اتفاق ناخوشايند ديگري برايتان پيش آمد، يا به نظرتان رسيد كه بركت و موهبت شما به سراغتان نمي آيد و از شما مضايقه مي شود، فقط آرام بمانيد و از خدا بخواهيد بر شما آشكار كند كه چه كسي يا موقعيتي را بايد ببخشاييد! اگر بي درنگ پاسخ را نيافتيد، هر روز دقايقي را در سكوت بنشينيد و آرام اين جملات را تكرار كنيد : " اي خرد الهي! چه كس يا چه چيز را بايد ببخشايم؟ كدام گرايشهاي سخت را بايد از خود جدا كنم و دور بريزم؟ چه چيز را بايد رها كنم و از كدام شخص بايد دست بردارم تا مورد عفو و رحمت تو قرار بگيرم و اين وضع بر من بخشوده شود؟ "

 

مثال _ پاندر زني را مثال مي زند كه متوجه غده اي در سينه اش شد. او به جاي هياهو، شروع به تكرار اين عبارات كرد.او از مشاوري معنوي شنيده بود كه وضعيتي سخت در بدن، نشانه ي وضعيتي سخت در ذهن است. انديشه هاي ناشي از نفرت و انزجار و سرزنش و ملامت و عدم عفو و بخشش. بعد از مدتي مراقبه، پي برد كه در اعماق ذهنش هنوز از زني كه سالها قبل با شوهرش ارتباط داشت ، دلگير است. او سالها بود كه با همسرش خوشبخت بود و اين مسئله به پايان رسيده بود. اما وقتي در زمان مراقبه ناگهان به ياد آن زن افتاد فهميد در اعماق وجودش ، هنوز، آن زن و شوهرش را مسئول فشارها و تجربه هاي دردناك آن دوران مي داند.

 

پس در دعاهاي خود ، براي آن زن بركت و سلامت و سعادت طلبيد و او را رها كرد و در دل به او گفت : " من آزادانه تو را عفو مي كنم و مي گذارم به راه خود بروي و دست از سرت بر مي دارم. يقين دارم هر جا كه هستي، خوشبختي و به هر كجا كه بروي، عاليترين عطايا و موهبتها را مي ستاني. "

 

او در دل به شوهرش گفت : " من آزادانه تو را مي بخشم و هر داوري نادرست درباره ي تو را رها مي كنم. تو همسري عالي و وفاداري و زندگي زناشويي ما شيرين و بي همتاست. حاصل آن تجربه هم تنها نيكي بوده است. "

 

بعد از چند هفته غده ي داخل سينه ي او بي آنكه متوجه شده باشد، نا پديد شد!

 

 

" چارلز فيلمور" مي گويد تنها علاج قطعي براي رستاخيز سلامت و ثروت و سعادت، به كار گرفتن قدرت شفا بخش محبت از راه بخشايش و پالايش است. او مي مي گويد براي اين كار بايد مشكل خود را _ هر چه كه هست _ متبرك كنيد.

 

_ تمرين متبرك كردن مشكلات : " به مشكل خود در سكوت فكر كنيد.( چه آن مشكل وجود يك شخص باشد يا وجود يك وضعيت.) بي آنكه به آن جبهه بگيريد يا نسبت به آن دچار احساس بغض يا خشم باشيد. آنگاه در آرامش تكرار كنيد : " من اكنون تو را متبرك و رها مي كنم. عشق الهي زندگي من را نوراني مي سازد و مشكلاتش را برطرف مي كند. با اين يقين و اين ايمان، خود در آرامش به سر مي برم. "  آنگاه تمرين بارش عشق را براي آن مشكل انجام بدهيد.

 

اين جمله ي جادويي را هرگز فراموش نكنيد : " هر كس كه با عشق الهي متحد بشود، اندكي از بهشت را در زمين مي آفريند. "

 

آرزو مي كنم تاكيد من بر بخشايش و پالايش ،كه باعث فعال شدن قدرت شفا بخش عشق مي شود و  مثل جمله ي جادويي علا الدين باز كننده ي همه ي درهاي بسته است ، باعث شده باشد تا به ميزان اهميت آن پي ببريد . باشد تا همه ي ما بتوانيم با فعال كردن قدرت شفا بخش عشق از راه بخشايش و پالايش ، اندكي از بهشت را بر روي زمين بياوريم!

 

خدايا! با قدرت شفا بخش عشق همه ي درهاي بسته را برويمان بگشا! آمين!

یکشنبه 30 بهمن 1390 - 9:30:29 AM

ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت

آخرین مطالب


نه دروغ زیرکانه ای که همه ما به خودمان می‌گوییم


چرا خانواده تلگرامی یک خانواده منزوی است؟


تفاوتهای زنان و مردان در عشق ورزیدن


نه گفتن هنری که باید آموخت


برای موفق شدن کمی منفی فکر کنید!


چرا همه آدمها به دنیا از دیدی متفاوت نگاه می‌کنند؟


گفته هایی از کنفوسیوس برای زندگی بهتر


به افكار خود هويت بخشيد


این تمرین ساده‌ی نوشتن می‌تواند زندگی شما را متحول کند


راههای ساده برای ایجاد انگیزه


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

1081587 بازدید

201 بازدید امروز

199 بازدید دیروز

2485 بازدید یک هفته گذشته

Powered by gegli.com

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Rss Feed

Advertisements

این وبلاگ به وسیله شبکه اجتماعی نخبگان گوهردشت (گگلی) ایجاد شده است

برای ااطلاعات بیشتر و عضویت در اولین شبکه اجتماعی ایران اینجا را کلیک کنید

ورود به گوهردشت